الفيض الكاشاني

116

شوق مهدى ( فارسى )

يعنى ز ما به مهدى هادى پيام بر * كو روز و شب دعا و ثنا مىفرستمت هر صبح و شام قافله‌اى از دعاى خير * در صحبت شمال و سبا مىفرستمت در راه عشق مرحله قرب و بعد نيست * مىبينمت عيان و دعا مىفرستمت تا لشكر غمت نكند ملك دل خراب * جان عزيز خود به فدا مىفرستمت اى دل بيا كه هاتف غيبم به مژده گفت * با درد صبر كن كه دوا مىفرستمت اى فيض ، جان به تحفه به نزديك او ببر * بشتاب هان به وصل و لقا مىفرستمت حيف است طايرى چو تو در خاكدان غم * زينجا به آشيان بقا مىفرستمت [ غزل 36 ] رواق منظر چشم من آشيانه تست * كرم نما و فرود آ كه خانه خانه تست نداده‌ام به كسى نقد دل به جز مهرت * درِ خزانه به مهر تو و نشانه تست به تن مقصرم از دولت ملازمتت * ولى خلاصهء جان خاك آستانه تست تو قطب عالمى اى شهسوار ورنه چراست * كه توسنى چو فلك رام تازيانه تست چرا زياد تو ياد خدا كنيم اگر * كليد گنج سعادت نه در خزانه تست ؟ زهى جلال و جمال و زهى صفات و كمال « 1 » * كه در جهان همه گلبانگ عاشقانه تست ! چو فيض طالب فيضم ز خاك درگه تو * كه فيض‌هاى الهى در آستانه تست ! [ غزل 37 ] راز دل با تو گفتنم هوس است * خبر دل شنفتنم هوس است بفرست از برت نسيم وصال * غنچه دل شكفتنم هوس است با تويى خويشتن به خلوت انس * در اسرار سفتنم هوس است از براى شرف به نوك مژه * خاك راه تو رفتنم هوس است در به در كوه به كوه چو فيض مدام * شرح شوق تو گفتنم هوس است طمع خام بين كه با اين شوق * ذكر نامت نهفتنم هوس است

--> ( 1 ) - نسخه ن : صفات كمال .